روش های نوین اخذ عوارض جاده ای

عوارض جاده‌ای که با نام کلی عوارض مرسوم است، به نوعی مالیات برای حمل و نقل کالا محسوب می‌شود.
به طور کلی درآمد حاصل از این کار بایستی صرف نگهداری راه، تاسیس راه‌ های جدید و برگشت سرمایه اولیه (در صورت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی) گردد.
عوارض‌ گیری معمولاً به سه روش انجام می‌شود:
عوارض‌ گیری دستی: ایران، آمریکا
عوارض‌ گیری نیمه اتوماتیک: آمریکا، اروپا
عوارض‌ گیری تمام اتوماتیک: سنگاپور

عوارض جاده ای = هزینه توسعه
ساخت آزادراه به عنوان یکی از شاخص‌های اصلی توسعه‌یافتگی کشورها شناخته شده است. آزادراه طبق تعریف استاندارد بین‌المللی به راهی گفته می‌شود که با خطوط رفت و برگشت از هم جدا می‌شود و هیچ‌گونه تقاطع مسطحی نیز ندارد و معمولا در خارج از شهرها برای اتصال شهرها به یکدیگر احداث می‌شود. ادامه مطلب »

بررسی پدیده رزونانس و فرورزونانس در سیستم قدرت

در مدارهایی و شبکه هایی که در آنها عناصر دارای خاصیت سلفی (L) و خازنی ( c) وجود دارد در حالات و شرایط خاص ،‌در صورتیکه عناصر سلف و خازن و فرکانس منبع تغذیه دارای رابطه فیزیکی خاصی با یکدیگر شوند ، کمیت های ولتاژ جریان این شبکه ها مقادیر قابل ملاحظه ای پیدا خواهند کرد که این افزایش جریان و ولتاژ مدار به میزان بالا اگر به روش های مناسبی کنترل و محدود نشوند می توانند باعث وارد آوردن صدمات زیادی به تجهیزات و کلید ها و همچنین باعث از بین رفتن ایزولاسیون تجهیزات فشار قوی و همچنین ایزولاسیون قسمت مختلف شبکه خواهد شد که این افزایش قابل ملاحظه جریان و ولتاژ به میزان زیاد در طی ایجاد هماهنگی خاص بین مقادیر سلف و خازن وفرکانس شبکه به پدیده رزونانس (تشدید) Resonance موسوم است .
آشنایی با پدیده رزونانس در یک شبکه الکتریکی ساده : ادامه مطلب »

نورالدین سالمی : دختر پالاندوز

 

افسانههاى آذربایجان

پادشاهى بود، دخترى زیبا داشت. پادشاه به دخترش خیلى علاقه‌مند بود، براى همین همیشه سعى مى‌کرد او را راضى و خشنود نگه دارد. روزى دختر از پدرش خواست تا در کنار قصر چهل دزد یک قصر برایش بسازد. پادشاه گفت: چهل دزد آدم‌هاى خطرناکى هستند ممکن است به تو آسیبى برسانند. دختر گفت: من نقشه‌اى دارم که آنها نتوانند مرا بشناسند. به دستور پادشاه قصرى کنار قصر چهل دزد ساختند. وقتى کار ساختن قصر تمام شد، دختر پادشاه به پدرش گفت: دستور بدهید نقاشان از صورت من چند تصویر بکشند و این تصویرها را بدهید در همه جاى مملکت بگردانند، و از میان دختران اعیان و اشراف هر دخترى شبیه من بود به اینجا بیاورند. وقتى تعداد دختران به چهل نفر رسید با آنها به قصر مى‌روم و در میان چهل و یک دختر شبیه هم چهل دزد نمى‌توانند مرا بشناسند. ادامه مطلب »

سید ابوالقاسم انجوی شیرازی : دختر نارنج و ترنج

 

ف‍ره‍ن‍گ اف‍س‍ان‍ه‌ه‍ای م‍ردم ای‍ران

پادشاهى نذر کرد که اگر خدا به او پسری دهد؛ هر سال یک حوض عسل و روغن به فقرا ببخشد. خدا هم دعای او را مستجاب کرد و پسرى به او داد. پادشاه هر سال حوضی از عسل و روغن پر مى‌کرد مردم هم مى‌آمدند و ظرف‌هایشان را پر مى‌‌کردند. بیست سال گذشت. سال بیستم هم پادشاه مثل هر سال نذرش را ادا کرد. پیرزنى آمد و به پسر پادشاه گفت: من عسل و روغن مى‌خواهم. شاهزاده گفت: ننه جان! تمام شد. پیرزن گفت: حالا که این‌طور است، الهى گیر دختر نارنج و ترنج بیفتی! ادامه مطلب »

انیشتین : آنچه در مغزتان می‌گذرد، جهانتان را می‌آفریند

داستان آرزو

روز آرزو ها بود روزی که برکه آرزو ها، سه آرزوی هر کسی را که کنارش می آمد و سنگی درونش می انداخت، برآورده می کرد. قورباغه کوچولو سنگ اول را پرتاب کرد ته برکه آرزوها که پر بود از سنگهای ریز و درشت. آرزوی اولش این بود که همیشه آسمون آفتابی باشه تا بتونه حمام آفتاب بگیره. آسمان آفتابی شد. با انداختن سنگ دوم آرزو کرد همیشه اطراف برکه پر باشه از ملخ های خوشمزه و بزرگ. همه جا پر شد از ملخهای بزرگ. سنگ سوم را برداشت ولی مار بزرگی از لای بوته ها پیدا شد و قورباغه را خورد آخه قورباغه آرزوی مار شده بود! ادامه مطلب »